برای عاشقان دلشکسته
بی وفا حالا که من افتادهام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی ولی حالاچرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان تواءم فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
ده که به این عمرهای کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
همه رفتن کسی دورو برم نیست
چنین بی کس شدن در باورم نیست
اگر این آخر و این عاقبت بود
به جز افسوس هوایی در سرم نیست
همه رفتن کسی با ما نموندش
کسی خط دل ما رو نخوندش
همه رفتن ولی این دل مارا
همون که فکر نمی کردی سوزوندش
چه حاشا کرده ایم بر در نخورده
که آیا زنده ایم یا جون سپرده
چه حاشا صحبتی حرفی کلامی
که جزد رفتگانیم ما ، نمانده
عجب بالا و پائین داره دنیا
عجب این روزگار دل سرد با ما
یه روز دور برم صد تا رفیق بود
من و امروز ببین تنهای تنهام
خیال کردم که این گوشه کنارها
یکی داره هوای کار ما را
یکی از این میون دلسوز ما هست
نداره آرزو آزار ما را
عجب بالا و پائین داره دنیا
عجب این روزگار دل سرد با ما
یه روز دور برم صد تا رفیق بود
من و امروز ببین تنهای تنهام
--------------------------------------------------------------------
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
---------------------------------------------------------------------
در غمستان نفسگير، اگر
نفسم ميگيرد
آرزو در دل من
متولد نشده، مي ميرد
يا اگر دست زمان درازاي هر نفس
جان مرا ميگيرد
----------------------------------------------------------------------
يك شب براي نو شدن با يك سبد آغاز
سر مي رسيد از باغ هاي مهرباني باز
وقتي نگاه تو به سمت ابر مي رقصد
گل مي كند در بال من ذوق پر و پر واز
دائم ز شوق ديدنت از عشق مي گويم
جانا براي من بخوان شعري پر از پر واز
با من بگو از مهر از درياي مواجت
تا بشكنم كشتي ز امواج پر از اعجاز
گم مي شود در شادي چشمه هجوم درد
سيلي ز خوشحالي من مي گشت پس انداز
بشكن حصار سرد باران هاي مستي را
مست خدا باش و فقط در راه او جانباز
هر سال خيال نو شدن در قلب مي كارم
سال نكو هم از بهارش مي شود ابراز
===========================
باور کن اين قلب و نرو اين التماس آخره
چقدر ميخواي تو بشکني غرور اين شکسته رو
هر چي ميخواي بگي بگو اما نگو بهم برو
اين دلو عاشقش نکن اگه منو دوست نداري
راحت بگو اگه ميخواي قلب منو جا بذاري
دلم پر از شکايته اما صدام در نمياد
ميترسم از دستم بري کاري ازم بر نمياد
نرو نذار که بعد از اين دنيا به عشق شک بکن
نفس زدم از ته دل معصوم اين قلب به خدا
نذار بشه محال واسش باور عشق آدما
مرگ دلم پاي تو اگه ازش گذر کني
بدان كه كي اين دل و كشت
آتش زدی اندرمن و چون دود برفتی
چون آرزوی تنگدلان دیررسیدی
چون دوستی سنگدلان زود برفتی
زآن پیش که در باغ وصال تو دل من
از داغ فراق تو مرا سوخت برفتی
نا گشته من از بند تو آزادبجستی
نا کرده مرا وصل تو خوشنود برفتی
سکوت را دوست دارم بخاطرابهت بي پايانش... فرياد را ميپرستم بخاطر انتقام گمگشته در عصيانش.. فردا را دوست دارم بخاطر غلبه اش بر فلک کجمدار... پائيز را مي پرستم بخاطر عدم احتياج عدم اعتنايش به بهار..... آفتاب را دوست دارم بخاطروسعت روحش.. که شب ناپديد مي شود تا ماه فراموش کند حقيقت تلخي را که از او نور ميگيرد زندگي:ايده ال من است ومن آن راتقديس ميکنم به خاطر اينکه روزي هزار بار نابودش مي کنند اما هرگز نمي ميرد
شراب را دوست دارم چون رنگ خونه . خون را دوست دارم چون در رگ جاریست . رگ را دوست دارم چون به قلب راه داره . قلب را دوست دارم چون جایگاه توست
زندگی قشنگه اگه برای تو باشه ……..مرگ قشنگه اگه برای تو باشه …….دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه…… من قشنگم اگه با تو باشم ……. اما تو هر جور باشی قشنگی
تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيس
نکند دل ديگري او را سير کرده است
خنديدم و گفتم او فقط اسير من است
تنها دقايقي چند تأخير کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شايد موعد قرار تغيير کرده است
خنديد به سادگيم آيينه و گفت
احساس پاک تو را زنجير کرده است
گفتم از عشق من چنين سخن مگوي
گفت خوابي سالها دير کرده است
در آيينه به خود نگاه ميکنم
ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است
راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاهم که او را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم
ای کاش
اگه می دونستی قطره ی بارون وقت دور شدن از ابر چه حسی داشت
اگه می دونستی یه بندر وقت رفتن کشتی ها چه تنها میشه
اگه می دونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه
اگه می دونستی که رفتنت چه آتشی بر جانم کشید
اون وقت این قدر راحت نمی گفتی خداحافظ
بوسيدن قول ماندن نيست.....
و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
آخه بی معرفت بعد از این همه قول وقرار
باز من و تنها گذاشت
اونیکه مدعی بود عاشقمه
بی خبر رفت ومن و تو فاصله هاتنها گذاشت
دارد نه کم از هوای حیوان
یک دانه گندم طلائی
از خشت طلا گرانبها تر
آسوده مباش که بی نیازی
یک آن دگر پر از نیازی
آنجا که تو فرعون زمانی
درتیر رس بادخزانی
این حقیقت است که از دل برود
هر انکه از دیده رود
تورو به پرنده های پر بسته قسم
توروبه شکوه قطره های می ناب
رولبهای صلب جام بشکسته قسم
تورو به حقیقت و وفا
توروبه محبت و صفا
برو که من و شبهای غم
دیگه بمونیم برای هم
با سوگند شروع می کنیم ، با امید ادامه می دهیم و آرزو داریم با وصال ختم شود ....
سوگند می خوریم به زیبایی عشق پاک که دل از هم نگیریم
که لحظه ای از یاد یکدیگر غافل نشویم
که برای هم باشیم و به یاد هم
که دوست داشتن را از یاد نبرده و با آمدن هر سپیده و شروع هر روز به یاد یکدیگر چشم به جهان بگشاییم .
... و در آخر سوگند به عشق که در غم و شادی با هم باشیم و شریک هم

******************

**************************

از تو یک خط و نشون هیشکی ندیده
من هم امشب واسه تو نامه نوشتم
اما اشکهام همهرونامه چکیده
آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس
آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق
. را، حتي تا پاي مرگ بكشيد
وصيت من به همه عاشقان و آدميان همين چند جمله بود.
اگر عاشق شدن خود يك گناه هست دل عاشق شكستن صد گناه هست
به من مي گفت: آنقدردوستت دارم كه اگر بگويي بمير مي ميرم... باورم نمي شد... فقط يك امتحان ساده بود، به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي به سرمي برم... كاش امتحانش نمي كردم!.
عشق
هر جا که عشق خیمه زد، جای عقل نیست(سعدی).
برای مرد،عشق و محبت،لذت زندگی و برای زن،خود زندگی است(دکتر سپهری).
بهشت این دنیا عشق است و وفاداری(محمد حجازی).
آنجا که عشق نمیابید عشق ارزانی کنید عشق خواهید یافت(یوحنا).
عشق بلائیست که همه خواستارش هستند(افلاطون).
وقتی که موضوع عشق در کار است پای عقل میلنگد(متر لینگ).
هیچ شکنجه دردناک تر از این نیست که انسان نه عشق بورزد و نه عشق نثار او شود(کامل موکلییر).
عشق معما ی زندگی است(هریه).
عشق و عاشقی همه را شاعر میکند(افلاطون).
عاشق حقیقی سعادت محبوبش را در نظر دارد(آلفرددوموسه).
عشق،بهتره از زره بین ،هر چیز خوب معشوق را بزرگ میکند(سیدنی).
عشق،تنها مرضی است که بیمار از آن لذت میبرد.(افلاطون).
تنها وظیفه انسان عشق ورزیدن است.(کامو).
سعادتمند واقعی کسی است که از یک عشق پاک بهره مند باشد.(تولستوی).
اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم.(مادر ترزا).
زندگی با عشق،هرگز تیره نیست.(لئو بوسکالیا).
عشق چراغ زندگی است.(تاگور).
عشق میوه ی تمام فصل هاست و دست همه کس به رخسارش نمیرسد(مادر ترزا).
گل بی آفتاب نمیشکفد و سعادت بدون عشق بوجود نمی آید(ماکسیم گورکی).
مشکلی نیست که عشق گره از کارش نگشاید(امت فاکس).
پر بار ترین گنج،قلبی عاشق است که با همه در آرامش است(جی پی واسوانی).
هر کس با عشق الهی متحد شود اندکی از بهشت را در زمین می آفریند(کاترین پاندر).

تنهایی
کسانی که با افکار عالی و خوب دمسازند هرگز تنها نیستند(فیلیپ سیدنی).
انکه با خودش تنهاست هنوز کامل نیست(برناردوسنپیر).
تنهایی در بهشت هم ارزش ندارد(برناردوسنپیر).
تنهایی عبارت است از بیماری روح بشر(هاسکی).
منو ببخش اگر که از دل تو ساده رد شدم. منو ببخش عزیز دل اگه دوباره بد شدم.


من واقعا منتظر تو خواهم بود.........